من تبلیغاتی می‌سازم که کاملاً از دل کامپیوتر بیرون می‌آیند. و سؤالی که بیشتر از همه می‌شنوم، سؤال اشتباهی است.

این‌طور است: «هر ثانیه چقدر هزینه دارد؟» انگار که این خودِ صورت‌حساب باشد. نیست. قیمت هر ثانیه‌ای که هر جدول مقایسه‌ای را پر می‌کند، کوچک‌ترین قلم هزینه است. هزینهٔ واقعی جای دیگری نشسته — و کسی آن را نمی‌گوید، چون به‌راحتی در یک ستون جا نمی‌شود.

با این حال، بیایید از قیمت هر ثانیه شروع کنیم. فقط برای اینکه نشان دهیم چقدر کم چیزی را توضیح می‌دهد.

آنچه هر ثانیه به‌طور اسمی هزینه دارد

مدل قیمت (فهرست خالص، دلار) طول کلیپ صدا تجاری؟
Kling 2.6 Pro Kling AI $0.07 در ثانیه (بدون صدا)، $0.14 در ثانیه (با صدا) — از طریق فروشندهٔ واسط fal.ai 5 یا 10 ثانیه صدا قیمت را دو برابر می‌کند کاربران رایگان اجازهٔ استفادهٔ تجاری از خروجی را ندارند (ToS 4.6)؛ فقط اعضای پرداخت‌کننده
Ray 3.2 Luma AI به ازای هر کلیپ: 1080p/5 ثانیه = $1.20 (تقریباً $0.24 در ثانیه)، 720p/5 ثانیه = $0.30 5 یا 10 ثانیه بر اساس تعرفه
Sora 2 Pro OpenAI $0.30 در ثانیه (Sora 2: $0.10 در ثانیه) فقط 720×1280 / 1280×720 بله طبق شرایط OpenAI
Veo 3.1 Google Standard: $0.40 در ثانیه (720p/1080p)، $0.60 در ثانیه (4K)؛ Fast از $0.10 در ثانیه؛ Lite از $0.05 در ثانیه 4، 6 یا 8 ثانیه همیشه فعال، شامل قیمت Google هیچ ادعای مالکیتی ندارد؛ در اتحادیهٔ اروپا فقط از طریق تعرفهٔ پولی
Gen-4.5 Runway 12 کردیت در ثانیه، هر کردیت برابر با $0.01 است → $0.12 در ثانیه بر اساس تعرفه بدون محدودیت؛ Runway حق آموزش مدل بر روی خروجی‌ها را برای خود محفوظ می‌دارد
Wan 2.7 Alibaba از طریق Alibaba Cloud Model Studio؛ وزن‌های متن‌باز فقط تا نسخهٔ Wan 2.2 (Apache-2.0) 2 تا 15 ثانیه فایل اختصاصی یا تولید خودکار طبق شرایط Model Studio

تا تاریخ 24 ژوئیه 2026. همه قیمت‌ها، قیمت‌های فهرست خالص به دلار آمریکا هستند که مستقیماً از صفحه ارائه‌دهنده گرفته شده‌اند؛ خریداران در اتحادیه اروپا ممکن است مشمول مالیات بر ارزش افزوده یا مکانیزم معکوس مالیاتی شوند (این مشاوره مالیاتی نیست). قیمت‌ها، شناسه‌های مدل و در دسترس‌بودن آن‌ها به‌سرعت تغییر می‌کنند — پیش از هر تصمیمی، نزد ارائه‌دهنده بررسی کنید.

دو نکته جلب توجه می‌کند.

اول، دامنهٔ تفاوت. بین ارزان‌ترین و گران‌ترین قیمت هر ثانیه‌ای که اعلام می‌شود، تقریباً ضریب شش فاصله است — Kling با 0.07 دلار، Veo Standard با 0.40 دلار. اگر فقط به این عدد نگاه کنی، Kling را انتخاب می‌کنی و تمام. اما این عدد چیزی دربارهٔ اینکه چند بار باید تلاش کنی تا یک کلیپ جواب بدهد نمی‌گوید. و دقیقاً همین‌جاست که صورت‌حساب واقعی رقم می‌خورد.

دوم، شرایطی که صفحات قیمت‌گذاری از ابتدا کنار می‌گذارند. در Kling، کاربران رایگان اصلاً اجازه ندارند خروجی را به‌صورت تجاری استفاده کنند — این در بند 4.6 قوانین آمده، نه در صفحهٔ قیمت. در Veo، صدا همیشه فعال و در قیمت گنجانده شده؛ در Kling قیمت را دو برابر می‌کند. Sora 2 فقط از یک نسبت تصویر پشتیبانی می‌کند. و Sora ظرف چند هفتهٔ آینده تعطیل می‌شود — جزئیات بیشتر در ادامه.

محاسبه‌ای که کسی روی کاغذ نمی‌آورد: دورریزها

این تنها رقمِ مستندِ عملیِ قابل‌اتکایی است که توانستم پیدا کنم، و رقم هشیارکننده‌ای است.

برای یک تبلیغ هوش مصنوعی که در فینال NBA پخش شد (برای بازار پیش‌بینی Kalshi)، سازندهٔ آن، PJ Accetturo، تلاش خود را آشکارا مستند کرد: حدود 300 تا 400 بار تولید برای رسیدن به 15 کلیپ قابل‌استفاده. یک نفر، دو روز. ابزارها: Veo برای ویدیو، Gemini و ChatGPT برای پرامپت‌ها، CapCut و Premiere برای تدوین، Topaz برای آپ‌اسکیل.

حالا این را در برابر قیمت هر ثانیه بگذار. اگر بین 20 تا 25 تلاش را قبل از رسیدن به یک نتیجهٔ خوب دور بریزی، آن یک کلیپ قابل‌استفاده برایت به‌اندازهٔ قیمت هر ثانیه تمام نمی‌شود — بلکه بیست برابر آن تمام می‌شود. و ناگهان تفاوت بین 0.07 دلار و 0.40 دلار اهمیت درجه‌دوم پیدا می‌کند: آنچه اهمیت دارد این است که کدام مدل کمتر مجبورت می‌کند دور بریزی، نه اینکه کدام‌یک ارزان‌ترین ثانیهٔ منفرد را دارد.

به همین دلیل اینجا برندهٔ خاصی را تاج‌گذاری نمی‌کنم. نرخ دورریز به موضوع تو بستگی دارد — یک نمای ثابت از محصول متفاوت از شخصیتی که در قاب راه می‌رود شکست می‌خورد. هرکس که بگوید «مدل X ارزان‌ترین است»، گران‌ترین متغیر را نادیده گرفته.

و بعد نوبت پسا-تولید می‌رسد

کلیپی که از مدل بیرون می‌آید، کلیپ نهایی نیست. مادهٔ خام است.

آپ‌اسکیلی را در نظر بگیر که تبلیغ Kalshi صراحتاً به آن نیاز داشت. آپ‌اسکیلر 4K خودِ Runway بر اساس فرمولی مستند، به‌ازای هر فریم هزینه می‌گیرد. برای یک ویدیوی ده‌ثانیه‌ای با 30 فریم بر ثانیه، این می‌شود 360 کردیت — 3.60 دلار، فقط برای آپ‌اسکیل. روی مدلی که تولیدش هر ثانیه 0.12 دلار هزینه دارد، آپ‌اسکیل ده ثانیه پس گران‌تر از خودِ تولید تمام می‌شود. Topaz، ابزاری که در آن تبلیغ استفاده شده، یک اشتراک جداگانه و اضافه است.

و این فقط آپ‌اسکیل است. بعد از آن تدوین، رنگ، میکس صدا، و کنار هم چیدن 15 کلیپ به‌شکلی می‌آید که حس 15 پرامپت چسبانده‌شده به هم را ندهد. این هنرِ صنعتگری است، و صنعتگری زمان می‌برد — زمانی که در هیچ قیمت هر ثانیه‌ای دیده نمی‌شود.

جملهٔ صادقانه این است: ویدیوی هوش مصنوعی یک شتاب‌دهنده است، نه جایگزین. پرامپت جای فیلم‌برداری را می‌گیرد. جای فیلم‌سازی را نمی‌گیرد.

کدام مدل برای چه کاری — با احتیاط، چون فردا فرق می‌کند

عمداً نمی‌گویم «بهترین مدل». می‌گویم شواهد امروز، 24 ژوئیهٔ 2026، چه چیزی نشان می‌دهند.

در آرنای مقایسهٔ کور که Artificial Analysis اجرا می‌کند و کاربران دو کلیپ را بدون نام برند در برابر هم رتبه‌بندی می‌کنند، Gemini Omni Flash تا تاریخ برداشت داده پیشتاز است — همراه با صدا، با امتیاز Elo برابر 1245 از کمی کمتر از 4000 رأی. این یک عکس لحظه‌ای است، نه یک قانون طبیعت: امتیاز Elo و تعداد آرا روزانه تغییر می‌کند، و پشت سرش Dreamina Seedance و ردیفی از مدل‌هایی که یک سال پیش کسی نامشان را نشنیده بود فشار می‌آورند.

فیزیک سخت‌ترین نقطهٔ شکست است — و با واقع‌گرایی بصری هم‌راستا نیست. معیار Physics-IQ ساختِ Google DeepMind اندازه می‌گیرد که یک مدل چقدر فرایندهای فیزیکی را درک می‌کند (آیا جسم درست سقوط می‌کند، آیا آب به‌طرز قابل‌قبولی جریان می‌یابد). خودِ نویسندگان تأکید می‌کنند که واقع‌گرایی بصری و درک فیزیکی همبستگی ندارند. یک کلیپ می‌تواند فوتورئال به‌نظر برسد و در عین حال فیزیکی را نشان دهد که وجود ندارد. هیچ مدل فعلی حتی نزدیک به ویدیوی واقعی هم نمی‌شود.

وعده‌های بازاریابی دربارهٔ ثبات شخصیت — یک شخص واحد در چند نما — دقیقاً همین هستند: وعده. Google در وبلاگ خودش Veo 3.1 را دارای «کیفیت برتر صدا و تصویر» توصیف می‌کند و اجازه می‌دهد تا سه تصویر مرجع از یک شخصیت ارائه دهی. Google هیچ سنجش مستقلی برای آن ذکر نمی‌کند. از تجربهٔ خودم: ثبات شخصیت مسئلهٔ اصلی حل‌نشده است. تصاویر مرجع کمک می‌کنند اما چیزی را تضمین نمی‌کنند — هرچه نماها بیشتر شوند، انحراف بیشتر می‌شود.

سؤالی که تقریباً هیچ‌کس نمی‌پرسد: آیا اجازه دارم این را بفروشم؟

برای یک تبلیغ تجاری، «فکر کنم بله» جواب نیست. آنچه در شرایط استفاده آمده از ارائه‌دهنده‌ای به ارائه‌دهندهٔ دیگر فرق می‌کند — و به‌ندرت در صفحهٔ قیمت‌گذاری می‌آید.

Kling صراحتاً هرگونه استفادهٔ تجاری را برای کاربران رایگان ممنوع می‌کند (بند 4.6 قوانین: «without our written permission, you may not use … for any commercial purposes»). فقط اعضای پولی اجازه دارند. و Kling الزام می‌کند خروجی به‌طور قابل‌مشاهده با برچسب «Kling AI» مشخص شود (بند 4.5 قوانین).

Runway استفادهٔ تجاری را بدون محدودیت مجاز می‌داند و ادعای مالکیتی بر خروجی‌های تو ندارد — اما حق آموزش دادن مدل روی آن‌ها را برای خودش محفوظ می‌دارد. و برنامه‌هایی که از API استفاده می‌کنند باید به‌طور قابل‌مشاهده «Powered by Runway» را نمایش دهند و به runway.com لینک بدهند (شرایط استفاده).

Google ادعای مالکیتی بر ویدیوهای تولیدشده ندارد، اما صراحتاً اشاره می‌کند که ممکن است همان ماده یا مادهٔ مشابه را برای دیگران هم تولید کند. هر خروجی Veo یک واترمارک نامرئی SynthID دارد.

خلاصه اینکه: «خودم تولیدش کردم، پس مال من است» به‌طور خودکار نزد هیچ‌کدام از این ارائه‌دهندگان صدق نمی‌کند. قبل از اینکه کلیپ پخش شود، بند مربوطه را بخوان.

میرایی ابزارها — نکته‌ای که کسی برایش برنامه ندارد

در 24 مارس 2026، OpenAI تعطیلی API ویدیوهای خود و همهٔ مدل‌های Sora 2 را از 24 سپتامبر 2026 اعلام کرد. هیچ مدل جایگزینی در صفحهٔ deprecations ذکر نشده (تا تاریخ 24 ژوئیهٔ 2026). این موضوع دربارهٔ استراتژی OpenAI چه معنایی دارد را نمی‌دانم — چیزی در این باره نگفته‌اند.

اما درس همچنان پابرجاست: اگر یک تولید را روی یک مدل بنا کنی، در واقع روی چیزی بنا کرده‌ای که ارائه‌دهنده می‌تواند با چند ماه اطلاع قبلی خاموشش کند. همان الگو در Google هم دیده می‌شود: Veo 3 و Veo 2 در 30 ژوئن 2026 تعطیل شدند، و Veo 3.1 کنونی هنوز کلمهٔ «preview» را در نامش حمل می‌کند. و وزن‌های واقعاً باز و قابل‌میزبانی‌شخصی برای Wan متعلق به Alibaba فقط تا نسخهٔ 2.2 وجود دارند — هرچه جدیدتر باشد فقط از طریق API در دسترس است، و بنابراین وابسته به ارائه‌دهنده.

اگر استقلال می‌خواهی، باید برایش برنامه‌ریزی کنی: یا به وزن‌های باز متعهد شو (و شکاف کیفیت را بپذیر) یا انتظار داشته باش هر چند ماه یک‌بار گردش‌کار خودت را از نو بسازی.

وضعیت حقوقی در آلمان — به‌اختصار، و صراحتاً نه به‌عنوان مشاورهٔ حقوقی

آنچه در ادامه می‌آید، بازگویی متن قانونی و منابع رسمی تا تاریخ 24 ژوئیهٔ 2026 است — نه مشاورهٔ حقوقی. اینکه آیا و چگونه این موارد بر پروژهٔ تو تأثیر می‌گذارد، سؤالی است که در صورت تردید باید از یک وکیل پرسید.

الزام برچسب‌گذاری. از 2 اوت 2026، مادهٔ 50 قانون هوش مصنوعی اتحادیهٔ اروپا (AI Act) (طبق سؤالات متداول کمیسیون اروپا) الزام می‌کند که محتوای مصنوعی به‌شکل قابل‌خواندن توسط ماشین علامت‌گذاری شود و به‌عنوان تولیدشده با هوش مصنوعی قابل‌تشخیص باشد؛ هرکس که ویدیوی هوش مصنوعی به‌کار می‌برد، باید حداکثر تا اولین مواجهه، یک «دیپ‌فیک» را به‌روشنی افشا کند. دورهٔ گذار تا 2 دسامبر 2026 فقط الزام برچسب‌گذاری ارائه‌دهندگان برای سیستم‌های از‌پیش‌موجود را دربرمی‌گیرد. در آلمان، آژانس فدرال شبکه (Bundesnetzagentur) پس از قانون اجرای هوش مصنوعی (Bundestag، 11 ژوئن 2026) بر این موضوع نظارت می‌کند. جریمهٔ نقض شفافیت تا 15 میلیون یورو یا 3 درصد از گردش مالی سالانهٔ جهانی می‌رسد (مادهٔ 99 بند 4 AI Act).

جزئیات شگفت‌انگیز حق نشر: یک ویدیوی کاملاً تولیدشده با هوش مصنوعی در آلمان متعلق به هیچ‌کس نیست. مادهٔ 2 بند 2 قانون حق نشر آلمان (UrhG) فقط از «آفرینش‌های فکری شخصی» حمایت می‌کند — نتیجه‌ای که به‌طور کاملاً خودمختار توسط هوش مصنوعی تولید شده، این معیار را برآورده نمی‌کند. این محصول حق‌نشری ندارد؛ در نظریه، هرکس می‌تواند از آن کپی‌برداری کند. حمایت فقط از طریق سهم خلاقانهٔ خودِ تو پدید می‌آید — تدوین، انتخاب، ترکیب.

و روی دیگر ماجرا: حتی یک چهرهٔ کاملاً مصنوعی هم می‌تواند حقوقی را نقض کند. مادهٔ 22 قانون حق نشر آثار هنری (KunstUrhG) — حق بر تصویر خود — به‌محض اینکه یک شخص واقعی در تصویر تولیدشده قابل‌شناسایی باشد اعمال می‌شود — بدون اینکه هرگز دوربینی روشن شده باشد. چهرهٔ هوش‌مصنوعی‌ای که تصادفاً یا عمداً شبیه یک انسان واقعی به‌نظر برسد، منطقه‌ای بدون قانون نیست.

جمع‌بندی من

اگر فقط یک عدد را با خودت ببری، همین را ببر: قیمت هر ثانیه، قیمت نیست. آن را در نرخ دورریز خودت ضرب کن، آپ‌اسکیل و تدوین را اضافه کن، و به مضربی می‌رسی. مدلی که قیمتش نصف است اما سه برابر بیشتر مجبورت می‌کند دور بریزی، در واقع گران‌تر است.

پس سؤال درست این نیست که «کدام‌یک ارزان‌تر است»، بلکه «کدام‌یک روی موضوع خاصِ من کمترین دورریز را دارد» — و این را فقط خودت می‌توانی پاسخ بدهی، با فرستادن نمای معمول خودت از میان دو یا سه مدل و شمردن نرخ موفقیت. نه با خواندن فهرست قیمت‌ها.

و قبل از اینکه کلیپ پخش شود: شرایط استفاده را بخوان، برچسب را اضافه کن، و در صورت تردید از کسی که قانون را می‌شناسد بپرس.

اینکه برای همهٔ کارهای اطراف آن — تصویر، تدوین، صدا، آپ‌اسکیل — از چه ابزارهایی استفاده می‌کنم، در فهرست 137 ابزار هوش مصنوعی که به‌طور مداوم به‌روزش می‌کنم آمده.

منابع

همه در تاریخ 24 ژوئیهٔ 2026 مستقیماً نزد ارائه‌دهندگان یا نهادهای رسمی بررسی شده‌اند. قیمت‌ها و وضعیت مدل‌ها به‌سرعت تغییر می‌کنند.

اگر چیزی در اینجا به‌نظرت قدیمی یا اشتباه می‌رسد: با من تماس بگیر.