اصطلاحات ترید — ایندکس
هر جمعی زبان خودش را دارد، و زبان ترید بهخصوص نفوذناپذیر است: نیمی انگلیسیِ بورس، نیمی اصطلاحات فرومها، و در میانهشان شاخصهایی که مثل قانون طبیعت به گوش میرسند و در واقع قراردادند. تازهوارد اولش هیچچیز نمیفهمد — و خیلی از قدیمیها هم نیمی از کلمهها را غلط به کار میبرند، بیآنکه متوجه شوند.
این ایندکس پادزهر همان وضع است: اصطلاحات ترید و فضای کریپتو، با توضیح کوتاه — اینکه واقعاً چه معنایی دارند، چه قراردادی پشتشان است، و دانش نصفهنیمهٔ رایج کجا خطا میرود. کنار اصطلاحات عامیانه نوشته شده که ریشهشان مستند است یا فقط روایتی رایج — اینها تحقیقشدهاند، نه حدسی.
سه نکته از همان اول. اول: تعریفها توضیح میدهند که اصطلاحها چه معنایی دارند — هیچکدامشان توصیهای برای عمل نیست. اینکه این صفحه توضیح میدهد استاپلاس چیست، به این معنا نیست که باید ترید کنی. دوم: بخش بزرگی از اینها قرارداد است، نه قانون طبیعت — هرجا تعریفی محل اختلاف یا مبهم است (آلتسیزن، کپیتولیشن، کانفلوئنس)، همان ابهام هم بخشی از مدخل است. سوم: این ایندکس تمام نشده و هیچوقت هم تمام نمیشود — مثل ایندکس ابزارهای هوش مصنوعی رشد میکند، و هر گسترشی در تاریخچهٔ نسخهها در پایین صفحه ثبت میشود.
هر اصطلاح انکر مخصوص خودش را دارد — میتوانی هر کدام را جداگانه مستقیم لینک بدهی (علامت # کنار اسم).
Basics & market
- # Long / Short
- لانگ شرطبستن روی بالا رفتن قیمت است و شورت روی پایین آمدن آن. کسی که شورت میگیرد، دارایی قرضگرفته را میفروشد تا بعداً ارزانتر بازبخرد — در کریپتو معمولاً از طریق مشتقات، نه قرض واقعی. تقریباً تمام واژگان بازار مشتقات (اسکوییز، فاندینگ، لیکویید شدن) این دو کلمه را پیشفرض میگیرند.
- # ATH / ATL
- All-Time High و All-Time Low — بالاترین و پایینترین قیمتی که تا امروز معامله شده. بهظاهر بدیهی است، اما به مرجع داده بستگی دارد: صرافیها در ثبت مقادیر حدی تاریخی با هم اختلاف دارند؛ برای همین منابع جدی نام صرافی یا شاخص را کنار عدد میآورند.
- # Market Cap / FDV
- مارکتکپ = قیمت × عرضه در گردش. FDV (ارزشگذاری کاملاً رقیقشده) = قیمت × کل توکنهایی که روزی وجود خواهند داشت. فاصله بزرگ میان این دو یعنی: توکنهای زیادی هنوز در صف ورود به گردشاند — رقیقشدن از قبل در برنامه است.
- # Circulating Supply
- تعداد توکنهای قابلمعامله برای عموم — بدون موجودیهای قفلشده، در حال وستینگ، سوزاندهشده یا اثباتشده ازدسترفته. نکته مهم: برای پروژههایی با موجودی تیم و خزانه، این یک برآوردِ ارائهدهنده داده است، نه عددی دقیق روی زنجیره.
- # Bitcoin Dominance
- سهم ارزش بازار بیتکوین از کل ارزش بازار همه رمزارزهای پوششدادهشده. این مقدار به جامعه آماری بستگی دارد (آیا ارائهدهنده استیبلکوینها را هم میشمارد؟) — به همین دلیل منابع داده مختلف دامیننسهای متفاوتی نشان میدهند.
- # Altseason
- مبهم است — و همین ابهام بخشی از تعریف است. بهطور شل: دورهای که آلتکوینها بهطور گسترده از بیتکوین جلو میزنند. رایجترین قرارداد شمارش (شاخص Blockchaincenter): آلتسیزن یعنی دستکم 75% از 50 ارز برتر (بدون استیبلکوینها) در بازه 90 روزه از بیتکوین بهتر عمل کرده باشند؛ زیر 25% فصل بیتکوین حساب میشود. شاخصهای دیگر جور دیگری میشمارند و میتوانند با هم در تناقض باشند.
- # DCA
- میانگینگیری هزینه دلاری: سرمایهگذاری مبالغ ثابت در فواصل ثابت، بهجای حدسزدن «لحظه درست». روشی برای اجراست، نه قضاوتی درباره اینکه یک دارایی ارزش خرید دارد یا نه — این ریتم جای تصمیمِ زمانبندی را میگیرد، نه جای تصمیمِ انتخاب.
- # Fear & Greed Index
- یک سنجه احساسات بازار (0–100) که چند منبع داده — نوسان، حجم، شبکههای اجتماعی، دامیننس، نظرسنجی — را در یک عدد حالوهوای بازار ترکیب میکند (شناختهشدهترین نسخه: alternative.me). حالوهوا را میسنجد، نه آینده را؛ وزندهی هم یک قراردادِ ارائهدهنده است. More in the post →
- # Capitulation
- اصطلاحی عمداً مبهم با سه خوانش رایج: ① فروش نهایی که در آن حتی صبورها هم اعصابشان را میبازند (کپیتولاسیون قیمتی)، ② کپیتولاسیون ماینرها وقتی ماینرهای زیانده دستگاهها را خاموش میکنند، ③ زیانهای شناساییشده انبوه روی زنجیره. اینکه کدامیک منظور است را اغلب فقط بافت جمله لو میدهد — پرسیدن عیب نیست. More in the post →
- # Drawdown
- افت از یک سقف تا کف بعدی، به درصد؛ حداکثر دراودان بزرگترین چنین افتی است پیش از رسیدن به سقف تازه. حسابِ ناخوشایند پشت آن: بعد از −50% به +100% نیاز است تا به نقطه سربهسر برگردید — زیان و بازیابیِ لازم نامتقارناند. More in the post →
Orders & execution
- # Market Order
- بلافاصله در برابر بهترین سفارشهای موجود در دفتر میخرد یا میفروشد. اجرا را تضمین میکند، نه قیمت را — در دفتر سفارش کمعمق از چند پله قیمتی رد میشود (اسلیپیج). نکته حاشیهای: بورسهای حرفهای مثل CME مارکتاردر را فقط با باند محافظ قیمتی اجرا میکنند؛ صرافیهای کریپتو اغلب بدون محافظ.
- # Limit Order
- بدترین قیمت قابلقبول را تعیین میکند: سقف برای خرید، کف برای فروش؛ اجرا فقط روی لیمیت یا بهتر از آن انجام میشود. آینه مارکتاردر است: قیمت تضمینی، اجرا نه — اگر قیمت هرگز به لیمیت نرسد هیچ اتفاقی نمیافتد، و اجرای جزئی هم عادی است.
- # Stop Order
- بیرون از دفتر سفارش نامرئی میماند و تنها وقتی فعال میشود که بازار قیمتِ تریگر را معامله کند — آنوقت به مارکتاردر تبدیل میشود. جزئیاتی که معمولاً از قلم میافتد: قیمت استاپ یک ماشه است، نه قیمت اجرای تضمینی. در گپها یا نقدینگی کم، اجرای نهایی میتواند بهمراتب بدتر باشد.
- # Stop-Limit Order
- با فعالشدن تریگر، بهجای مارکتاردر یک لیمیتاردر گذاشته میشود — قیمت استاپ و قیمت لیمیت دو پارامتر جدا هستند. این از اسلیپیج محافظت میکند اما ریسک را تاخت میزند: اگر بازار سریع از لیمیت رد شود، سفارش اجرانشده میماند و پوزیشن بیحفاظ.
- # Take-Profit / Trailing Stop
- تیکپروفیت پوزیشن را بهطور خودکار در سطح سودِ تعیینشده میبندد. تریلینگاستاپ خطِ استاپ را با فاصله ثابت پشت سر قیمت میکشد: اگر بازار در جهت شما برود، استاپ همراهش جابهجا میشود؛ اگر به اندازه فاصله تنظیمشده برگردد، پوزیشن بسته میشود. هر دو مکانیک اجرای نوع پایه خود (مارکت یا لیمیت) را به ارث میبرند.
- # OCO
- دو سفارش بههمگرهخورده — معمولاً هدف سود بهعلاوه حفاظ — که فقط یکی از آنها میتواند زنده بماند: به محض اینکه یکی حتی بهطور جزئی اجرا شود، سیستم دیگری را خودکار لغو میکند. تصور غلط رایج: اینکه فقط اجرای کامل حساب است — همان اجرای جزئی هم سفارشِ قرینه را از بین میبرد.
- # Time-in-Force (GTC · IOC · FOK)
- اینکه یک سفارش چقدر زنده میماند: GTC (Good-till-Cancelled) تا لغو دستی در دفتر میماند، IOC (Immediate-or-Cancel) هرچه فوری بشود را اجرا و باقی را دور میریزد، FOK (Fill-or-Kill) اجرای کامل فوری میخواهد یا هیچ. پارامترهای کمجلوه با اثر بزرگ روی آنچه واقعاً رخ میدهد.
- # Post-Only
- ویژگیای روی سفارش که تضمین میکند بهعنوان میکر وارد دفتر شود: اگر قابلیت اجرای فوری داشته باشد (یعنی تیکر باشد)، بهجای اجرا رد میشود. دقیقاً بهخاطر منطق کارمزد میکر/تیکر وجود دارد.
- # Maker / Taker
- میکرها به دفتر سفارش نقدینگی میدهند (سفارشهایی که فوری قابلاجرا نیستند)، تیکرها آن را برمیدارند (سفارشهایی که فوری مچ میشوند). صرافیها دفترِ عمیق را سوبسید میدهند، پس میکرها کمتر میپردازند — گاهی حتی تخفیف هم میگیرند. مهمترین نکته ضد دانشِ نصفهنیمه: میکر/تیکر بودن ویژگیِ نوع سفارش نیست — لیمیتاردر هم اگر روی قیمتی قابلاجرای فوری گذاشته شود، تیکر است.
- # Order Book & Depth
- دفتر سفارش فهرستِ مرتبشده بر اساس پلههای قیمتیِ همه لیمیتاردرهای در انتظار است (بید و اسک)؛ مارکتاردرها در برابر آن مچ میشوند. عمق نشان میدهد در هر سطح قیمتی چقدر حجم آماده است — و در نتیجه چقدر میتوان معامله کرد بیآنکه خودتان قیمت را جابهجا کنید. عمق و اسلیپیج دو روی یک سکهاند؛ عمقِ قابلمشاهده را اسپوفینگ هم میتواند تحریف کند.
- # Spread
- فاصله میان بالاترین پیشنهاد خرید (بید) و پایینترین پیشنهاد فروش (اسک) — هم سنجه نقدینگی است و هم هزینه معاملاتی ضمنی: کسی که بخرد و بلافاصله بفروشد، دقیقاً به اندازه اسپرد ضرر میکند. هشدار ابهام: در بافت فیوچرز، «اسپرد» به اسپردهای تقویمی و بینمحصولی هم گفته میشود.
- # Slippage
- تفاوت میان قیمت اجرای موردانتظار و قیمت واقعی — خطای صرافی نیست، پیامد مستقیم عمق دفتر سفارش است: مارکتاردرهای بزرگ از چند پله قیمتی عبور میکنند و میانگین قیمت بدتر از بهترین قیمتِ اولِ کار میشود. روی زنجیره منبع دومی هم اضافه میشود (نگاه کنید به اسلیپیج آنچین).
Technical analysis
- # Candlestick / OHLC
- هر کندل معاملاتِ یک بازه زمانی را در چهار مقدار خلاصه میکند: Open، High، Low، Close. بدنه = از باز تا بسته، سایهها (ویکها) = نقاط حدیِ فراتر از آن. کل واژگان تحلیل تکنیکال این قالب را پیشفرض میگیرد — و هر کندل در هر تایمفریمی جور دیگری دیده میشود.
- # Timeframe
- بازه زمانیِ هر کندل — از یک دقیقه تا یک هفته. همان بازار میتواند در تایمفریم 15 دقیقه شبیه روند نزولی و در نمودار هفتگی شبیه روند صعودی به نظر برسد؛ بدون ذکر تایمفریم، تقریباً هر گزارهای درباره نمودار ناقص است.
- # Support / Resistance
- محدودههای قیمتیای که تقاضا در آنها ریزشها را (حمایت) یا عرضه صعودها را (مقاومت) در گذشته متوقف کرده است. مراجع استاندارد صراحتاً با «زون» کار میکنند نه خطِ دقیق — قیمتها لحظهای فراتر میروند بیآنکه سطح «شکسته» شده باشد. پس از شکست واقعی، بنا بر قرارداد، نقش سطحها عوض میشود.
- # Trend / Range
- قرارداد کلاسیک از زمان نظریه داو: روند صعودی = توالی سقفها و کفهای بالاتر، روند نزولی = سقفها و کفهای پایینتر، رنج = نوسان میان حمایت و مقاومت افقی بدون نقاط حدی تازه. خطوط روند بنا بر قرارداد دستکم دو کف یا دو سقف را به هم وصل میکنند.
- # Breakout
- حرکت به بالای محدوده مقاومت یا زیر محدوده حمایت، که بهعنوان آغاز احتمالی یک ادامهروند خوانده میشود. قرارداد، تأیید میخواهد — بستهشدن کندلها فراتر از سطح، ترجیحاً با حجم — چون عبورهای صرفاً میانروزی اغلب شکست میخورند.
- # Fakeout
- شکستی ناکام: قیمت از ساختار بیرون میزند و کمی بعد برمیگردد. فیکاوتها همان دلیلیاند که قراردادهای تأیید وجود دارند. پانویس صادقانه: هیچ مرز عینیای وجود ندارد که از کجا یک بریکاوت رسماً فیکاوت بشود — این ابهام بخشی از خودِ اصطلاح است.
- # Retest
- بازگشت به سطحی شکستهشده که حالا بنا بر قرارداد نقش معکوس را بازی میکند: مقاومت قدیمی بهعنوان حمایت جدید لمس میشود (و برعکس). اگر سطح نگه دارد، شکست تأییدشده حساب میشود. قانون طبیعت نیست — هر شکستی ریتست نمیشود.
- # Volume Confirmation
- قرارداد از زمان نظریه داو: حجم باید روند را تأیید کند — حرکت با حجم فزاینده قوی حساب میشود، شکست با حجم کم شکننده. برای صداقت مهم است: این یک قراردادِ تحلیلیِ مستند است، نه قانون علّی — ارزش پیشبینانه آن از نظر تجربی محل مناقشه است.
- # Divergence
- قیمت و اندیکاتور از هم جدا میشوند: سقف تازه قیمتی بدون سقف تازه اندیکاتور (نزولی) یا کف تازه قیمتی بدون کف تازه اندیکاتور (صعودی) — که بهعنوان افت مومنتوم خوانده میشود. هشدارِ مستند هم جزو تعریف است: در روندهای قوی، واگراییها بهطرز بدنامی گمراهکنندهاند و میتوانند مدتها روی هم تلنبار شوند پیش از آنکه چیزی برگردد.
- # Confluence
- همرسیدن چند سیگنال مستقل در یک محدوده قیمتی — مثلاً حمایت افقی بهعلاوه میانگین متحرک بهعلاوه سطح فیبوناچی. اصطلاح چتریِ عمداً غیررسمی: هیچ استانداردی وجود ندارد که از چند سیگنال به بعد «کانفلوئنس» برقرار باشد.
- # RSI
- اسیلاتور مومنتوم از وایلدر (1978)، استاندارد 14 دوره، مقیاس 0–100؛ بالای 70 بنا بر قرارداد «اشباع خرید» و زیر 30 «اشباع فروش» حساب میشود. نکته کلیدیِ ضد دانش نصفهنیمه در خودِ مرجع استاندارد آمده: اشباع خرید سیگنال فروش خودکار نیست — در روندهای قوی، RSI مدتها بالا میماند و RSI اشباع حتی میتواند نشانه قدرت باشد.
- # MACD
- اندیکاتور مومنتومِ روندگرا (Appel): خط MACD = تفاضل دو EMA (استاندارد 12/26)، بهعلاوه خط سیگنال (EMA 9 دورهای از خط MACD) و هیستوگرام. خوانش از طریق تقاطعها، عبور از خط صفر و واگراییهاست. چون از میانگینهای متحرک ساخته شده، تأخیر دارد — تأیید میکند، نه پیشبینی.
- # SMA / EMA
- هر دو قیمت را هموار میکنند: SMA همه دورهها را یکسان وزن میدهد، EMA دورههای اخیر را بیشتر — و سریعتر واکنش نشان میدهد، به بهای نویز بیشتر. هر دو بنا به ساختارشان تأخیریاند؛ دورههای مرسوم (20/50/200) قراردادند، نه قانون.
- # Golden / Death Cross
- وقتی میانگین متحرک کوتاهتر از روی بلندتر به بالا عبور میکند (بهطور کلاسیک 50 روزه از روی 200 روزه)، به آن کراس طلایی میگویند و صعودی خوانده میشود؛ کراس مرگ قرینه آن است. چون هر دو از دادههای گذشتهی بهشدت هموارشده ساخته میشوند، سیگنالهای دیرهنگاماند: تغییری در جریان را تأیید میکنند، نه اینکه از آن خبر بدهند.
- # Bollinger Bands
- یک باند میانی (معمولاً SMA 20 دورهای) بهعلاوه دو باند در فاصله پیشفرضِ دو انحراف معیار؛ با نوسان پهن میشوند. قواعدِ خودِ مبدع: باندها تعریفی نسبی از بالا و پایین میدهند — لمس باند بالایی بهتنهایی سیگنال فروش نیست و در روندها قیمت میتواند «روی باند راه برود».
- # VWAP
- میانگین قیمتِ حجموزنیِ روز: مجموعِ قیمت × حجمِ همه معاملات، تقسیم بر کل حجم؛ هر روز از نو شروع میشود. در سطح نهادی پیش از هر چیز معیاری برای کیفیت اجراست — و بخشی از مکانیک واقعی بورسها: CME برای قیمتهای تسویه از فرمولهای VWAP استفاده میکند.
- # Fibonacci Retracement
- سطوح افقی در 23.6/38.2/50/61.8% از یک حرکت پیشین، بهکاررفته بهعنوان زونهایی برای پایان احتمالی یک اصلاح — به گفته مرجع استاندارد «زونهای هشدار»، نه نقاط بازگشت سفتوسخت. دو پانویس صادقانه: سطح 50% اصلاً نسبت فیبوناچی نیست، و برای اثرگذاری سطوح هیچ سازوکار اثباتشدهای وجود ندارد — توضیح رایجِ مستند، هماهنگی است: کار میکنند چون خیلیها به آنها نگاه میکنند. More in the post →
- # Wick
- خطوط نازک بالای و پایین بدنه کندل — نقاط حدیای که معامله شدند اما نماندند. جامعه معاملهگران به جهشهای افراطی در لحظههای کمنقدینگی «Scam Wick» میگوید — استاپها و لیکوییدها را جارو میکنند؛ دقیقاً به همین دلیل صرافیهای مشتقات لیکویید شدن را بر اساس مارکپرایس قیمتگذاری میکنند، نه آخرین قیمت معامله.
Risk & statistics
- # Risk/Reward (CRV)
- زیان بالقوه (از ورود تا نقطه ابطال) را با سود بالقوه (از ورود تا هدف) نسبت میسنجد. سوءتفاهم مرکزی: نسبت «خوبِ» ریسک به ریوارد بهتنهایی هیچچیزی درباره سودآوری نمیگوید — فقط در کنار وینریت قابلخواندن است. ریسکبهریوارد بالا با وینریت پایین میتواند بازنده باشد، و برعکس.
- # Position Sizing
- استخراج اندازه پوزیشن از ریسک حساب و فاصله استاپ، بهجای حس شکمی: اول حداکثر مبلغ در معرض ریسک تعیین میشود (قرارداد رایج: درصدی ثابت از حساب)، بعد نقطه ابطال — اندازه از تقسیم مبلغ ریسکشده بر فاصله تا آن نقطه به دست میآید، با احتساب کارمزد و اسلیپیج. توصیف یک روش است، نه توصیه.
- # Win Rate & Expectancy
- وینریت بهتنهایی هیچ نمیگوید: آنچه تعیینکننده است امید ریاضی است = وینریت × میانگین سود − نرخ باخت × میانگین زیان. سیستمی با 30% برد میتواند سودده باشد و سیستمی با 90% پول از دست بدهد. تازه روی نمونههای بزرگتر معنادار میشود — تکمعاملهها چیزی ثابت نمیکنند.
- # Backtest & Overfitting
- بکتست مجموعهقواعدی ثابت را روی گذشته اعمال میکند — چیزی درباره آینده ثابت نمیکند. تله اصلیِ مستند اورفیتینگ است: پارامترها آنقدر بهینه میشوند تا نویز تصادفی تاریخ را مدل کنند؛ منحنی عالی به نظر میرسد، در اجرای زنده میشکند. سوگیری بازماندگی (فقط بازماندهها تست شدهاند) و سوگیری نگاهبهجلو (استفاده از دادهای که آن زمان وجود نداشت) هم اضافه میشوند. More in the post →
- # Paper Trading
- معامله شبیهسازیشده بدون پول واقعی — در توالی تستِ مستند، فوروارد-تستِ بعد از بکتست. محدودیتش جزو تعریف است: واقعیت اجرا (اسلیپیج، اجرای جزئی) و مهمتر از همه فشار روانی پول واقعی فقط بهطور ناقص بازتولید میشوند.
Leverage & derivatives
- # Leverage
- معامله با سرمایهای بیش از آنچه میگذارید: با اهرم 10x پوزیشن ده برابر سرمایه شما حرکت میکند — سود و زیان هر دو. تفاوت میان اهرم اسمی (عدد تنظیمشده) و اهرم مؤثر (ارزش پوزیشن تقسیم بر کل سرمایه) بهطور مزمن نادیده گرفته میشود. مفصل و با حوصله: در مطلب اهرم. More in the post →
- # Initial / Maintenance Margin
- مارجین اولیه وثیقهای است که پوزیشن را باز میکند؛ مارجین نگهداری حداقلی است که آن را زنده نگه میدارد. اگر وثیقه زیر آن برود، لیکویید شدن آغاز میشود — برای همین پیش از صفر لیکویید میشوید، نه در صفر. نرخها پلهپله با اندازه پوزیشن بالا میروند.
- # Cross / Isolated Margin
- ایزوله: پوزیشن بودجه مارجین ثابتی دارد — در لیکویید شدن فقط همان بودجه از بین میرود. کراس: همه پوزیشنها کل حساب را بهعنوان وثیقه شریک میشوند — ریسک تکپوزیشن را پایین میآورد و در حالت حدی همهچیز را به خطر میاندازد. «بهتر/بدتر» ندارد؛ دو حالتِ شکستِ متفاوت است.
- # Liquidation
- بستن اجباری یک پوزیشن اهرمی توسط صرافی، به محض آنکه مارجین زیر مارجین نگهداری برود — بر اساس مارکپرایس فعال میشود، نه آخرین قیمت معامله، و با کارمزد لیکوییدِ اضافه. با 10x این نقطه حدوداً در −9 تا −10% حرکت قیمت است، با 100x زیر −1%. More in the post →
- # Insurance Fund
- بالشتک ایمنی صرافی مشتقات: اگر پوزیشنی بدتر از قیمت ورشکستگیاش بسته شود، صندوق کسری را میپوشاند؛ از جمله از کارمزدهای لیکویید و باقیمانده مارجینها تغذیه میشود. اگر کم بیاورد، مرحله آخر میآید: ADL.
- # ADL
- آخرین گام زنجیره لیکویید: اگر صندوق بیمه نتواند پوزیشن ورشکستهای را جذب کند، صرافی پوزیشنهای سوددهِ مقابل از معاملهگران دیگر را اجباری میبندد — اول سوددهترینها و پراهرمترینها. یعنی میشود لیکویید شوید در حالی که درست حدس زده بودید.
- # Perpetual Futures
- فیوچرز بدون تاریخ انقضا — بهجای تسویه، مکانیزم فاندینگ قیمت را به دارایی پایه گره میزند. اولین پرپِ کریپتو سواپ XBTUSD صرافی BitMEX بود (مه 2016)؛ امروز پرپها ابزار اهرمیِ غالب این فضا هستند.
- # Funding Rate
- پرداختی دورهای مستقیم میان لانگها و شورتها (نه کارمزد صرافی) که قیمت پرپ را به شاخص لنگر میکند — معمولاً هر 8 ساعت، بسته به قرارداد 4 یا 1 هم. ظرافتی که اغلب گم میشود: در نرخ، علاوه بر پرمیوم، یک جزء بهره ثابت هم وارد میشود — پس میتواند کمی مثبت باشد حتی وقتی پرپ اصلاً بالای شاخص معامله نمیشود.
- # Open Interest
- مجموع همه قراردادهای باز و تسویهنشده یک مشتقه. OI فزاینده یعنی: سرمایه تازه در بازار؛ کاهشی: پوزیشنها بسته میشوند. چیزی که OI هرگز نمیگوید: جهت — هر قرارداد دقیقاً یک لانگ و یک شورت دارد، پس «برتریِ» یک سمت را نمیتواند بسنجد.
- # Long / Short Squeeze
- شورتاسکوییز وقتی رخ میدهد که قیمتهای صعودی شورتها را به بازخرید وادار میکنند — داوطلبانه یا با لیکویید — و همین، صعود را بیشتر شعلهور میکند؛ لانگاسکوییز قرینه رو به پایین است. در بازارهای پرپ، اسکوییزها اغلب به شکل آبشار لیکویید پیش میروند: بستهشدنهای اجباری مارکتاردر شلیک میکنند و آنها بستهشدنهای اجباریِ بعدی را تریگر میکنند.
- # Mark / Index / Last Price
- سه قیمت، سه وظیفه: لستپرایس = آخرین معامله در همین صرافی (روی همین معامله میکنید). ایندکسپرایس = میانگین وزنی اسپاتِ چند صرافی. مارکپرایس = قیمت «منصفانه» هموارشده از شاخص بهعلاوه یک جزء بازیس — لیکوییدها و ارزشگذاری پوزیشنهای باز روی آن اجرا میشوند تا یک جهش تکیِ دفتر سفارش («Scam Wick») کسی را لیکویید نکند.
- # Basis / Contango / Backwardation
- بازیس تفاوت قیمت فیوچرز و اسپات است: اگر فیوچرز بالاتر معامله شود کانتانگو است، پایینتر بکواردیشن. در کریپتو بازیسِ سالانهشده فیوچرزهای تاریخدار بهعنوان دماسنج تقاضای اهرم خوانده میشود — و پایه معامله کشاندکری است.
- # Cash-and-Carry
- استراتژی کلاسیک بازیس بهعنوان مکانیک: خرید اسپات، فروش همزمان فیوچرز تاریخدار و برداشت تفاوت قیمت (بازیس) تا سررسید — نسبت به جهت بازار خنثی، اما بدون ریسک نیست (ریسک طرف مقابل، مارجین و اجرا باقی میمانند). اینجا بهعنوان توضیح اصطلاح آمده، نه توصیه.
On-chain
- # UTXO
- مدل حسابداری بیتکوین: نه حساب، بلکه خروجیهای خرجنشده تراکنش — «موجودی» یک آدرس مجموع UTXOهای آن است. چون هر UTXO مهر زمانی و قیمت تمامشده دارد، بسیاری از متریکهای آنچین (عمر کوین، ریلایزد کپ، SOPR) دقیقاً روی همین بنا شدهاند. More in the post →
- # Mempool
- اتاق انتظار هر نود برای تراکنشهای معتبرِ هنوز تأییدنشده. ماینرها اول سراغ بالاترین کارمزدها میروند — ممپول پر یعنی تراکنشهای گرانتر و کندتر. «آن یک ممپول واحد» وجود ندارد: هر نود دیدِ خودش را نگه میدارد. More in the post →
- # Gas
- واحد اندازهگیری اتریوم برای کار محاسباتی: کارمزد = گسِ مصرفشده × قیمت گس. از EIP-1559 (2021) قیمت از یک Base Fee تعیینشده توسط پروتکل تشکیل میشود که سوزانده میشود، بهعلاوه یک Priority Fee داوطلبانه برای ولیدیتور.
- # Hashrate
- برآوردِ کل توان محاسباتی یک شبکه اثبات کار بر حسب هش بر ثانیه. اندازهگیری نمیشود، بلکه از سختی شبکه و زمانهای مشاهدهشده بلاک به دست میآید — مقادیر روزانه برآوردهایی با نویز مشهودند.
- # Halving
- هر 210,000 بلاک (حدود چهار سال) سوبسید بلاک بیتکوین نصف میشود — در پروتکل ثابت است. آخرین بار آوریل 2024 به 3.125 BTC؛ بعدی حدود 2028 انتظار میرود. نتیجه این سری: سقف سختِ کمی کمتر از 21 میلیون. More in the post →
- # Realized Cap / Price
- هر کوین را نه به قیمت فعلی، بلکه به قیمت آخرین جابهجایی آنچینش ارزشگذاری میکند — یک قیمتِ تمامشده تجمیعی بازار که موجودیهای قدیمیِ ازدسترفته را کموزن میکند (ایده: Nic Carter و Antoine Le Calvez، 2018). ریلایزد پرایس = ریلایزد کپ تقسیم بر عرضه در گردش.
- # MVRV
- مارکتولیو به ریلایزدولیو — یعنی ارزش بازار تقسیم بر ریلایزد کپ (Mahmudov و Puell، 2018). بالای 1، موجودیِ میانگین در سود شناسایینشده است. زونهای حدی تاریخی را اغلب داغشدن بازار یا کپیتولاسیون میخوانند — این تفسیرِ پسنگرانه است، نه ویژگی خودِ متریک.
- # SOPR
- Spent Output Profit Ratio (Shirakashi، 2019): برای هر UTXO جابهجاشده، نسبت ارزش فروش به قیمت تمامشده. بالای 1 یعنی کوینهای جابهجاشده بهطور میانگین با سود فروخته شدهاند، زیر 1 با زیان. واریانتها تعدیلشده حساب میکنند (aSOPR) یا بر اساس گروه هولدرها (STH/LTH SOPR).
- # NUPL
- Net Unrealized Profit/Loss: سهمی از ارزش بازار که از سود یا زیان شناسایینشده تشکیل شده — از نظر محاسباتی (ارزش بازار − ریلایزد کپ) تقسیم بر ارزش بازار. اسمهای محبوب زونها («Belief»، «Capitulation») برچسبهای پسینیاند، نه کمیت اندازهگیری.
- # LTH / STH
- خط جداکننده Glassnode در حدود 155 روز نگهداری: از نظر آماری، کوینها بعد از این دوره سکون هرچه کمتر احتمال دارد جابهجا شوند. مهم: این هیوریستیکِ یک ارائهدهنده داده است، نه ویژگی آنچین — ارائهدهندگان دیگر مرزهای دیگری میکشند. More in the post →
- # Exchange Flows
- حجم آنچین به آدرسهایی که ارائهدهنده داده بهعنوان آدرس صرافی برچسب زده (ورودی) یا از آنها بیرون (خروجی)؛ نتفلو تفاضل این دو است. دو ملاحظه جزو تعریف است: برچسبها تغییرپذیرند — مقادیر بهصورت پسنگر بازبینی میشوند — و خوانش «ورودی = فشار فروش» تفسیر است، نه اندازهگیری. More in the post →
DeFi & tokens
- # AMM
- دفتر سفارش را با یک فرمول قیمتگذاری در برابر استخر نقدینگی جایگزین میکند — در Uniswap v2 فرمول x·y=k حاصلضرب دو ذخیره را ثابت نگه میدارد؛ هر سواپ نسبت و در نتیجه قیمت را جابهجا میکند. طرف معامله شما قرارداد هوشمند است، نه یک انسان دیگر.
- # Liquidity Pool
- ذخیرهی قراردادِ هوشمند از معمولاً دو توکن که AMM در برابرش مبادله میکند. تأمینکنندگان نقدینگی هر دو سمت را واریز میکنند، سهم و بخشی از کارمزد معاملات میگیرند — و در عوض ریسک ضرر ناپایدار را به دوش میکشند.
- # Impermanent Loss
- تفاوت میان ارزش یک پوزیشن LP و صرفِ نگهداشتن همان توکنها — به محض آنکه نسبت قیمتی توکنهای استخر جابهجا شود پدید میآید. «ناپایدار»، چون اگر نسبت برگردد ناپدید میشود؛ اگر نقدینگی پیش از آن بیرون کشیده شود، شناساییشده (دائمی) میشود. اینکه کارمزدها جبرانش میکنند یا نه، سؤالی تجربی است، نه تعریفی.
- # Slippage (on-chain)
- روی زنجیره اسلیپیج دو منبع دارد: اثر قیمتی سفارش خودتان در برابر فرمول استخر (هرچه استخر کمعمقتر، بزرگتر) و حرکت قیمت میان ارسال و درج در بلاک. تلورانس اسلیپیجِ قابلتنظیم یک محافظ است — اگر زیادی دستودلبازانه تنظیم شود، به دعوتنامه حمله ساندویچی تبدیل میشود.
- # MEV / Sandwich
- Maximal Extractable Value: سودی که تولیدکنندگان بلاک یا باتها با دیدن، بازچینی یا محصورکردن تراکنشها میان تراکنشهای خودشان بیرون میکشند. حمله ساندویچی شناختهشدهترین شکل است: درست قبل از معامله قربانی خریدن، بلافاصله بعدش فروختن — و پرداختش از محل تلورانس اسلیپیج او.
- # TVL
- Total Value Locked: ارزش دلاری فعلی داراییها در قراردادهای هوشمند یک پروتکل. عددی وابسته به قراردادِ شمارش — اینکه توکنهای حاکمیتی استیکشده، داراییهای وامدادهشده یا پوزیشنهای رپدِ دوبارشمرده وارد شوند یا نه، هر تجمیعکننده خودش تعریف میکند.
- # Airdrop
- توزیع رایگان توکن به کیفپولها — بهعنوان بازاریابی، برای پخش گستردهتر، یا پاداش پسنگر به کاربران اولیه. حول ایردراپهای موردانتظار مرتب «فارمینگ» شکل میگیرد: فعالیتی که فقط برای واجد شرایط شدن انجام میشود.
- # Vesting / Unlocks / Cliff
- وستینگ آزادسازی پلکانی توکنهای تیم و سرمایهگذاران است؛ کلیف دوره قفل اولیه که پس از آن اغلب بلوک بزرگی یکجا آزاد میشود؛ آنلاکها خودِ تاریخهای آزادسازیاند. هر آنلاک عرضه قابلمعامله را بالا میبرد — برای همین ردیابهای توکنومیک برایشان تقویم نگه میدارند. More in the post →
- # Depeg
- وقتی یک استیبلکوین بهطور پایدار از پگ هدفش فاصله میگیرد. انحرافهای کوچک و کوتاهعمر روزمرگیِ بازارند؛ اینکه دقیقاً کجا «انحراف» به «دیپگ» تبدیل میشود، قرارداد است. نمونه متعارف همچنان فروپاشی TerraUSD در مه 2022 است. More in the post →
Manipulation & fraud
- # Rug Pull
- یک اگزیتاسکم: تیم نقدینگی را میکشد یا با پولها غیب میشود — در لفظ، فرشی که از زیر پایتان کشیده میشود. از تابستان دیفای 2020 بهعنوان دستهای از کلاهبرداری جا افتاده و شرکتهای تحلیل آن را دستهای مستقل رصد میکنند؛ اولین کاربرد زبانیِ آن مستند نیست.
- # Pump and Dump
- بالابردن هماهنگ قیمت یک دارایی کمنقد (پامپ) برای فروختن در دلِ تقاضایی که خودشان ساختهاند (دامپ) — خریدارانِ سقف همان اکزیت لیکوییدیتیاند. در بازارهای رگوله، دستکاری کلاسیک بازار است؛ در کریپتو این الگو در گروههای چت حول کوینهای کوچک رونق دارد.
- # Wash Trading
- معامله با خود (یا با تبانی) برای جعل حجم و فعالیت — در صرافیها برای آمار قشنگتر، در NFTها برای تقاضای ظاهری. همان دلیلی که اعداد خامِ حجم در پلتفرمهای کوچکتر را باید با احتیاط خواند.
- # Spoofing
- گذاشتن سفارشهای بزرگ در دفتر که هرگز قرار نیست اجرا شوند — فقط برای جعل عمق و تظاهر به علاقه خرید، و پسکشیدنشان پیش از اجرا. همان دلیلی که عمقِ قابلمشاهده دفتر سفارش تصویر قابلاتکایی از تقاضای واقعی نیست.
- # Shill origin documented
- تبلیغ یک دارایی از سر نفع شخصی یا در ازای پول، اغلب بدون افشا. اسلنگ پیشاکریپتویی با تاریخچه مستند: «شیل» طعمهگذارِ کلاهبرداریهای بازار مکاره و قمار بود (اولین ثبت واژهنامهای: اوایل قرن بیستم).
Scene slang
- # HODL origin documented
- نگهداشتن، هرچه بادا باد. خاستگاه مستند: تاپیک «I AM HODLING» از GameKyuubi در bitcointalk، 18 دسامبر 2013 — غلط تایپی «holding» در رجزخوانیای به اعترافِ خودش ویسکیآلود، وسط سقوط بازار. بکرونیم «Hold On for Dear Life» بعدها آمد.
- # FOMO origin documented
- Fear of Missing Out — ترس جاماندن از یک حرکت؛ سوختِ خریدِ همسو با موج. قدیمیتر از کریپتو و مستند: ساخته Patrick McGinnis در نشریه دانشجویی Harvard Business School، 2004.
- # FUD origin documented
- Fear, Uncertainty and Doubt — در کریپتو برچسب فلهای برای خبرهای منفی یا تردیدافکنی هدفمند. بهعنوان اصطلاح فناوری مستند است: در 1975 توسط Gene Amdahl سر زبانها افتاد، برای تاکتیک تردیدافکنیای که فروشِ IBM با آن مشتریها را از محصولات رقیب دور نگه میداشت.
- # WAGMI / NGMI common story
- «We're All Gonna Make It» بهعنوان شعارِ دوامِ کامیونیتی، «Not Gonna Make It» قرینه طعنهآمیزش. خاستگاه: روایت رایج بدون پستِ مبدأ مستند — منسوب به صحنه بدنسازی حول Zyzz، از 2021 توسط توییترِ کریپتو و NFT برداشته شد.
- # Diamond / Paper Hands common story
- دستهای الماسی از هر دراودانی عبور میکنند؛ دستهای کاغذی با اولین باد مخالف میفروشند. نیمهمستند: از حدود 2018 روی WallStreetBets قابل ردیابی است، با اسکوییز GameStop در ژانویه 2021 همهگیر شد — از فرهنگ میمِ سهام به کریپتو کوچ کرده، نه برعکس.
- # Ape / Degen common story
- «ایپکردن» یعنی بدون تحلیل با حجم سنگین واردشدن؛ «دیجن» (از degenerate gambler) عنوان شغلیِ خودطعنهزنِ همین کار است، جاافتاده در تابستان دیفای 2020. هر دو خاستگاه: روایت رایج، پستهای مبدأ گماند.
- # Rekt origin documented
- از «wrecked»: لیکوییدشده، زیانِ کامل، کارش تمام. بهعنوان اسلنگ گیمینگ مستند است (قابل ردیابی از 2011/2012) و از آنجا وارد ژارگون کریپتو شد — خودِ لحظه گذار تاریخگذاریشدنی نیست.
- # DYOR common story
- «Do Your Own Research» — رسماً دعوت به اینکه ادعاها را خودتان راستیآزمایی کنید؛ در عمل اغلب عبارتِ سلب مسئولیت زیر یک پست شیلینگ. خاستگاه مستند نیست؛ پیشنمونههایی در فرومهای مالی کلاسیک وجود داشت.
- # GM common story
- «Good morning» بهعنوان آیین سلام و تعلق در توییتر کریپتو و دیسکوردها، از 2021 بهصورت انبوه. کارکرد: سیگنال کامیونیتی، نه اطلاعات. خاستگاه مستند نیست.
- # Bagholder common story
- کسی که روی پوزیشنهای بهشدت ریخته نشسته — روی «کیسههای سنگین». برگرفته از اصطلاح قدیمی انگلیسی «left holding the bag» (کیسه خالی دستِ آدمِ ساده میماند)؛ اولین ثبتِ مختص بازار مالی موجود نیست.
- # Exit Liquidity common story
- تحقیرآمیز: خریدارانی که تقاضایشان خروجِ اینسایدرها و هولدرهای بزرگ در قیمتهای بالا را تأمین مالی میکند — «اکزیت لیکوییدیتیِ کسی نباش». ژارگون جاافتاده بدون خاستگاه مستند.
- # Whale common story
- بازیگری که موجودیاش آنقدر بزرگ است که قیمتها را تکان بدهد. خاستگاه از ژارگون کازینو روایت رایجی است بدون اولین ثبت — کل سلسلهمراتب جانوران دریایی پشت آن را در مطلبی جداگانه باز کردهایم. More in the post →
- # Moon / Wen Lambo common story
- «To the moon» صعود تند را جشن میگیرد یا آرزو میکند؛ «Wen Lambo?» با طعنه میپرسد سودها کی به لامبورگینی میرسند. هر دو میم: میانه دهه 2010؛ پستهای مبدأ مستند نیستند.
- # Flippening common story
- رویداد فرضیِ سبقت اتریوم از بیتکوین در ارزش بازار — و در معنای عام، هر چنین جابهجایی جایگاهی. از میانه 2017 رایج؛ اینکه چه کسی واژه را ساخت مستند نیست.
- # Sats / Stacking Sats origin documented
- ساتوشی کوچکترین واحد بیتکوین است: 0.00000001 BTC. خودِ واحد مستند است: کاربر bitcointalk با نام ribuck آن را 2010/2011 پیشنهاد داد و نسخه یکصدمیلیونی جا افتاد. «Stacking Sats» — جمعکردن منظم مقادیر کوچک — حدود 2019 محبوب شد؛ برای آن هیچ اولین ثبتِ واحدی وجود ندارد.
No term matches — try another word?
این ایندکس چطور رشد میکند
اصطلاحهای تکی وقتی جای بیشتری بخواهند، پست خودشان را میگیرند — اهرم همین حالا یکی دارد، سلسلهمراتب نهنگها هم. برعکسش هم هست: اصطلاحهای تازه، همینکه بیشتر سر راهم سبز شوند، به اینجا کوچ میکنند. اگر اصطلاحی جایش خالی است، یا یکی غلط نوشته شده: برایم بنویس — اصلاحها سریعترین راهیاند که این صفحه بهتر میشود.
و اگر مهمترینِ این اصطلاحها را بهجای تبِ مرورگر ترجیح میدهی روی دیوار داشته باشی: در Crypto Collection یک Trading Cheat Sheet هست — ابزار است، نه مشاوره سرمایهگذاری، دقیقاً مثل همین ایندکس.
منابع و محدودیتها
تعریفها با مراجع استاندارد سنجیده شدهاند: مستندات صرافیها (CME، Binance) برای اوردرها و مکانیک مشتقات، StockCharts ChartSchool و قواعد اصلی John Bollinger برای تحلیل تکنیکال، مستندات Glassnode برای متریکهای آنچین، مستندات Uniswap برای دیفای، و پستهای اصلی فرومها برای ریشهٔ اصطلاحات عامیانه (پست HODL سال 2013 مستقیماً راستیآزمایی شده). هرجا مراجع با هم اختلاف دارند — مکانیک اجرای اوردر به صرافی وابسته است، قراردادهای شاخصها به ارائهدهنده — همین در مدخل آمده. با این همه، واژهنامه همچنان یک سادهسازی میماند: هر مدخل آغازِ یک موضوع است، نه پایانش.
سؤالی داری، یا خطایی پیدا کردهای؟ برایم بنویس.
نظرات
برای نظر دادن، پسندیدن و ذخیره کردن وارد شوید. ورود →
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر میدهد.